تبليغاتX
JOAN OF ARC - نگاه من به رو به رو....

JOAN OF ARC

خدای اندیشه های ناصواب! بیشتر خدایی کن!

 

نگاه من به روبه رو
به کوچه های آشنای شهر بود
نگاه من
به تک درخت پیر کوچه بود.
کلاغ های پر سیاه
و جوجه های نازشان
که ناگهان،
تو با سلام ساده ات، مرا
زپشت سر، صدا زدی
صدا زدی،
و من دوباره بازگشتم از سفر
سفر، به کوچه های پرحصار و سرد
و سوت و کور
مرا به ابتدای سبزی ام
به تک جوانه های دوستی
گره زدی...

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 21:23  توسط ژاندارك  |