قوانین زندگی من به دعوت آدمیزاد:
1- برای هیچ چیز اهمیت قائل نشو. ریلکس برخورد کن. ( البته میدونم آخرش منفجر میشم و این انفجار فقط و فقط دامن خودمو میگیره.)
2- وقتی عصبانی میشی دقیقا" همون لحظه خودتو بذار جای کسی که طرف مقابلته. خب حالا فروکش کن!
3- به آدمها احترام بذار و بیشتر از هر چیزی به غرورشون حتی اگه خودشون احمقانه بخوان بشکننش. هیچ وقت کسی رو در شرایطی قرار نده که مجبور به له کردن غرورش بشه. ( واسه مواردی که به نوعی باعث شکستن غرور کسی شدم عمیقا" متاسفم و به افرادی که در برابرم غرورشون محفوظ موند به دیده ی تحسین نگاه می کنم.)
4- هیچ چیز رو در مورد آدمها فراموش نکن حتی اگر که مجبور شدی تظاهر به این کار کنی.
5- اگر خواستی با کسی که بهت بدی کرده، مقابله به مثل کنی، پنهان برخورد کن. همچین بزن که نفهمه از کجا و چرا خورده! :دی
6- گذشت خوبه اما هرکسی سزاوارش نیست.
7- تو دنیا هرچیزی که هست و هر اتفاقی که می افته واسه اضافه کردن اعتماد به نفسته پس یا درست بازی کن و یا خوب تجربه بیاموز!
8- حرفهایی هست که هیچ گوشی نباید بشنوه.
9- هیچ کس در تنهاییت با تو شریک نمیشه. ( اینو مدیون حلاج هستم.)
10- هیچ کار هیچ فردی رو عیب نکن. احتمال اینکه تو، حتی با علم، مرتکبش بشی خیلی بیشتر از تصورته.
11- دنیا خیلی کوچیکه. مراقب باش!
12- ماندن اجبار بزرگیه که باید قدرشو دونست.
13- هیچ آدمی بد نیست. هیچ آدمی هم قابل اعتماد نیست.
14- آدمهای دوروبرت آدمهای خاص برای مواقع خاص هستند.
15- شراکت به معنی گذشتن از خودت و منافعت نیست.
16- گذشته رو فراموش نکن. گذشته ست که امروزتو ساخته.
17- آمادگی مواجهه رو قبل ازبروز داشته باش.
18- آدمها رو تو تصور، فکر و اعتقاداتشون آزاد بذار.
19- به هیچ کسی اجازه ی دخالت تو امور شخصیتو نده.
20- مصمم باش تا کسی نتونه از تردیدت سواستفاده کنه.
همین بیست تا کافیه! دیگه معلوم شد چه دیوونه ی خودشیفته ای هستم! ![]()
نویسندگان وبلاگهای: آخرین پدرخوانده، شب گیر، برگی از دفترچه ی ایام، آلبالوهای قرمز زندگی، هدیه خدا و شب نوشته رو به نوشتن قوانینشون دعوت میکنم.
یک شنبه نوشت: دلم میخواد تا ابد قدم بزنم....
