تبليغاتX
JOAN OF ARC

JOAN OF ARC

خدای اندیشه های ناصواب! بیشتر خدایی کن!

 

زندگيم موج پريشاني بود.

خواستن و خفتن و بيماري بود.

زندگيم كج شده قايق بي باري بود.

دست و پا و نفس و آب و تماشايي بود.

زندگيم مرگ دم و مرگ همه خوبي و هشياري بود.

زندگيم مرگ من و خاك و تو و ياد همه شيدايي بود.

زندگيم برگ پس از برگ به روي كهنه خاكي ريختن

زندگيم شادي بيزاري بود.

زندگيم پايان همه بيداري بود.

زندگيم نقطه سر خط؛

دور باطل؛

فعل ماضي بمرده است اكنون؛

جيوه تنها فلز مايع اين عالم ماست؛

فريادها استدعا دارند باشند تا ابد در گوش كر زمانه بيدار؛

چشم كور ابديت خيره بر راه تا بيايم من، لنگ لنگان

زندگيم هيچ، پوچ، سرشار از خلايي بي معنا

زندگيم اوج موج پريشاني بود.

زندگيم پايان همه بيداري بود.

 *********

روزی پرده ها خواهد افتاد

با توام!

آن روز مرا خواهی شناخت؟!

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 22:35  توسط ژاندارك